
بختیاری تنها یک قوم نیست بلکه یک فرهنگ و تمدن است
تاريخ قوم بختياري
تاريخ بختياري به قرن چهاردهم ميلادي و دورهً زمامداري 200 ساله خوانين دورکي بر مي گردد. هيچ تاريخ نگار حيات اجتماعي اقوام ايراني نمي تواند اهميت ايل بختياري و انسجام و پيوستگي سياسي، اقتصادي و اجتماعي آنها را ناديده گيرد. ( به نقل از: خوانين و شاهان، فيلم مستند تحليلي دربارهً بختياريها، ساخته آر. گارت وايت ). آنچه در پي مي آيد بر گفته از کتاب " مورگان شوستر " است که از بختياريها به عنوان مردماني که براي احياء مشروطيت جنگيدند ياد مي کند.
در ريشه يابي پيشينهً بختياريها و مردمان ساکن زاگرس مرکزي با مشکلا تي چون نبود منابع نوشتاري کافي مواجه مي شويم که امکان فهم و دريافت ما را از آنچه در يک هزار سال در اين منطقهً مرتفع گشته کم مي کند. بنابراين مجبور شده ايم براي پي بردن به هويت بختياريها، و اين که کجا و به چه شيوه اي زندگي مي کنند و اصالتاً از کجا آمده اند به منابع و مراجع مختلف رجوع کنيم. در چنين پژوهشي به علوم و دانش هايي چون زبان شناسي، باستان شناسي، اساطير و ساير ساخه هاي دانش و معرفت انسان نيازمنديم تا به کمک آنها کليد فهم تاريخ ايل بختياري را بدست آوريم. در کتب و اسناد تاريخ باستان، به جز مواردي زودگذر، اشارات چنداني به ايل بختياري نشده است. از قرن هيجدهم ميلادي و به طور مشخص تر قرن نوزدهم به بعد است که در سفرنامه هاي اروپائيان و خاطرات ماًموران دولتي اعزامي به مناطق بختياري نشين اطلاعاتي دربارهً آنها منتشر شد که تا حدودي فقر علمي و اطلاعاتي ما را نسبت به ايل بختياري ،هر چند با مايه هايي از احساسات و رمانيسم، از بين برد.
"بختيار" در واژه به معناي کسي است که بخت و اقبال با او يار و همراه شده است. اين واژه در دوران صفويه ( 880 - 1101 خورشيدي) به کساني اطلا ق مي شد که از مرتعي به مرتع ديگر کوچ مي کردند. اين احتمال هم ممکن است صادق باشد که در آن هنگام به رهبر يا سرکرده اي که او را " بخت يار" مي دانستند اطلا ق شده باشد و به تدريج افراد گروه يا دسته ي او را "بختياري" خوانده باشند.
هويت
ايل بختياري، که شمارشان به بيش از 800 هزار نفر مي رسد، در منطقه اي به مساحت 67 هزار کيلومتر مربع در ناحيهً مرکزي ايران که رشته کوه بـز خود را از زاگرس در آن واقع شده زندگي مي کنند. اگر چه تنها يک سوم از بختياريها کوچ نشين اند ( و بقيه مراتع مناطق عمدتاً به صورت جوامع استقرار يافته به کشاورزي مشغولند ) آنچه به عنوان فرهنگ قوم بختياري شناخته مي شود بيشتر در ميان چادرنشينان بختياري کوهستاني ديده مي شود تا بقيه آنها. اينان که از طريق توليد گوشت و محصولات لبني زندگي مي کنند، سالا نه پس از پايان فصل تابستان رمه هاي گاو و گوسفند و اطراف اصفهان، به طرف دامنه ها و جلگه هاي کم ارتفاع در استان خوزستان حرکت مي دهند تا زمستان سرد را در مراتع و چراگاه هاي اين منطقه بسر برند. کوچ سالا نهً قوم بختياري يکي از جالبترين و پيچيده ترين نمونه ها در ميان ايلات و اقوام کوچ نشين در سراسر جهان است. از آنجايي که بختياريها در جريان کوچ بايد از ارتفاعاتي که گاه بلندي آن به 3 هزار متر و بيشتر هم مي رسد بگذرند، و بايد زمان کوچ خود را با نهايت دقت انجام دهند تا مبادا در طول راه دچار برف زودرس، سيلاب رودخانه هاي کوهستاني و نبود چراگاه و مراتع شوند. سابق بر اين در جريان کوچ تلفات زيادي بر انسان و دام وارد مي شد. در سال هاي اخير با اقدام دولت در ايجاد پل، هموار کردن مسير کوچ ايل و ساختن مراکز تغذيه دام در طي مسير، شمار تلفات جاني و مالي به شدت کاهش يافته است. بختياريها به گويش لري تکلم مي کنند و شيعه مذهبند. از نظر سياسي، در زمان شاه سابق، رئيس ايل از طرف وي منصوب مي شد و بختياريها همه تحت امر او بودند. اين پست و مقام امروزه ديگر وجود ندارد. يکپارچگي ايل بختياري تحت رياست يک فرد در 2 قرن اخير بسيار کارساز بود به طوري که اين ايل نقش بسيار مهمي در جريانات تاريخ معاصر کشور و بويژه طي انقلاب مشروطيت ايفا کرد. امروزه، اما، بسياري از مردمان بختياري از شيوه سنتي زندگي خود دست کشيده اند و براي استخدام در شرکت نفت ايران و ساير موًسسات و ادارات دولتي به شهرنشيني روي آورده اند.
بختيار سرزمين افسانه اي ايران و داراي فلکلور بسيار غني است. بختياري بزرگترين و اصيل ترين قوم در ميان اقوام متعدد ايران زمين به شمار مي آيند. بختياريها از نظر نژادي جزو تباره لرها هستند و گويش آنها نيز از قديمي ترين و شناخته شده ترين گويش هاي زبان فارسي است. کوچ سالانه ايل بختياري از مراتع و چراگاه هاي مناطق سردسير استان چهار محال و بختياري به طرف نواحي جنوب کشور يعني، استان خوزستان بين 4 تا 6 هفته به طول مي انجامد. اين کوچ جابجايي جمعيتي بسيار گسترده و مثال زدني از مقاومت زن، مرد، پير و جوان به همراه هزاران راًس دام است که از 5 مسير مختلف، سخت ترين و صعب العبورترين مناطق کوهستاني را پشت سر مي گذارند تا به مراتع و چراگاه هاي جديد برسند. بختياريها به دو گروه اصلي تقسيم مي شوند : هفت لنگ و چهار لنگ. در ميان اين دو گروه هم تقسيم بندي هاي بسيار بيشتري وجود دارد. آمار دقيق تعداد بختياريها مشخص نيست. طبق يک برآورد 450 هزار نفر بختياري در کشور زندگي مي کنند. نيمي از آنها کوچ نشين اند و بقيه به صورت استقرار يافته به کشاورزي مشغولند. روستاي کارياک، واقع در 120 کيلومتري جنوب اصفهان، که در آن رودخانهً کرشان، از ريزآبه هاي کارون، جاري است دو استان کهکيلويه و بويراحمد را از همديگر جدا مي سازد.
خاستگاه نژادي بختياري ها
درباره خاستگاه بختياري ها، بطور کلي دو نظريه وجود دارد. جمعي از پژوهشگران و مردم شناسان آنان را ايراني الاصل مي دانند. زبان و برخي از عادات و رسوم، برهان اصلي آن دسته را تشکيل مي دهد. از آن جمله " لوريمر " يکي از مستشرقين دربارهً زبان و لهجه بختـياريها به پژوهش پرداختـه است. براساس مشخصات جسمي و روحي و عادات، آنها را ايراني الاصل مي داند و معـتـقـد است که پناهگاه کوهـستاني آنها، از حملهً اعراب مصونشان داشته است. ايرج افشار نيز چـنيـين نـتـيجه اي گرفته و افزوده است : " لباس زنان بخـتـياري شباهت زيادي به لباس زنان زرتـشـتي دورهً ساساني دارد و زبان بخـتـياريان به زبان پهلوي زمان ساسانـيان نزديک است و از واژه هاي عمومي ترکي و عربي بهره نمي گيرند. "
او در جاي ديگر آورده است که بخـتـياريان از نـژاد پارس هـستـند که در سده هاي ششم و هـفـتم قبل از ميلاد با ايلاميان درآميخـته و نـژاد واحدي را بوجود آوردند. منشي سفارت روس، بارون دوبد که در زمان محـمد شاه به بخـتـياري سفر کرده است نيز براساس زبانـشان بر اين باور است که آنها ساکنان اصلي اين خاک هـستـند.

